مرتضى مطهرى
58
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مجزّا فرض كردهايم امّا از جنبهء بدن تنها يا روح تنها بايد جنبهء [ همه جانبگى ] « 1 » محفوظ باشد ، بر خلاف لذت روحى يا جسمى كه در آن جنبهء [ همه جانبگى ] اعتبار نمىشود . اگر فرض كنيم اوضاع جهان اين گونه مىبود كه هيچ لذتى مقدمهء رنج و هيچ رنجى وسيله و مقدمهء لذت واقع نمىشد و هرگز ميان دو لذت تزاحم واقع نمىشد و همچنين ميان دو رنج ، البته مىگفتيم كه لذت عين سعادت و رنج عين شقاء است ، امّا متأسفانه اينطور نيست . اينجاست كه وظيفهء خاصّى براى انسان پيدا مىشود كه همان « اخلاق » است . بنابراين ، پس هر چند ميان سعادت و لذت رابطهء نزديك است امّا نمىتوان « سعادت » را مرادف با « لذت » دانست . سعادت و سرور از اينجا معلوم مىشود تفسير سعادت به سرور و خوشى نيز خالى از ايراد نيست . سرور و اندوه نقطهء مقابل يكديگرند . سرور حالت خوش و لذت بخشى است كه از علم و اطلاع به اينكه يكى از هدفها و آرزوها انجام يافته يا انجام خواهد يافت به انسان دست مىدهد ؛ غم و اندوه حالت ناگوار و دردناكى است كه از اطلاع بر انجام نشدن يكى از هدفها و آرزوها به انسان دست مىدهد ؛ و در حقيقت سرور و اندوه حالتهايى خاص از لذت و رنج مىباشند . لذت و رنج گاهى در اثر برخورد مستقيم به عامل خارجى دست مىدهد مثل حالت خوشى كه از خوردن غذاى مطبوع و حالت ناخوشى كه از صدمه ديدن يك عضو براى انسان يا حيوان پيدا مىشود . به اين گونه حالت خوشى و ناخوشى « لذّت » و « رنج » گفته مىشود اما « سرور » و « غم » گفته نمىشود ، « سرور » و « اندوه » تنها به آن حالت خاصّ خوشى و ناخوشى گفته مىشود كه از علم و اطلاع به وجود عامل خوشى يا ناخوشى در گذشته يا حال يا آينده پيدا مىشود ؛ يعنى تابع تصور موجبات لذت و رنج مىباشند نه واقعيّت آن موجبات . از اين رو در حيوانات - لااقل در حيوانات پست كه فقط قادر به احساس مستقيم موجبات لذت و رنج در حالى كه موجود هستند مىباشند امّا قادر به تصور آنها و تفكّر
--> ( 1 ) . [ در متن اصلى « همه جانبى » آمده است . ]